محمد مهريار

571

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

كجاست و به همين دليل امروز كه اراضى قينان جزو جلفا و شهر اصفهان قرار گرفته ، تعيين حدود آن براى ما مشكل است . اجمالا مىدانيم كه حد جنوبى آن با ( مسامحه ) خيابان خاقانى و حد شمالى آن رودخانهء زاينده‌رود و حد شرقى آن زمينهايى كه در شرق آن به ارامنه داده شده و حد غربى آن تا به حدود مارنان ( و با مسامحه مثلا خيابان وحيد و حدود آن است ) ، به‌هرحال امروز بلوار كوچكى كه خود ارامنه احداث كرده و به نام خواجه پطروس ناميده‌اند در قسمت شرقى اراضى قينان واقع شده و ارمنيان كاشانه‌هاى بزرگ ( آپارتمان ) براى سكونت خود در اين محل ساخته‌اند . واژه‌شناسى : قينان امروز هم به همين صورت تلفظ مىشود « قى + نان » ولى كسى از معناى آن آگاه نيست . ما از لحاظ قاعدهء تعريب ، مىفهميم كه « قاف » اول اين واژه ، معرب شدهء « كاف » عربى است . پس قينان معادل است با « كينان » و مىدانيم كه واژهء « كى » همان تخفيف يافتهء واژهء « كه » به معناى كهريز است و مكرر در امثله بسيار ديديم كه واژهء « كه » در تعريب به صورت « قه » در مىآيد ، قهاب ( معادل كهاب ) و قهى ( معادل كهى و امثال اينها ) . « 1 » بنابراين شك نيست كه قينان همان « كينان » است و در تقطيع چنين مىشود : « كينان - كى + ن + ان » . جزء اول را گفتيم همان « كى » و « كه » است ، به معناى قنات و كاريز ، اما جزء دوم « ن » حرف هموند است . ( هموند يعنى آن حرف زايدى كه براى فرار از دشوارى تلفظ و تتابع حروف مصوت مىآورند ) چون تلفظ « كىان » دشوار بوده است « نون » وقايه براى رفع صعوبت اضافه شده و به صورت « كينان » تلفظ شده است . اما جزء سوم همان پسوند « ان » ، علامت كثرت و نسبت و اتصاف است و « كينان » معادل ( قينان ) يعنى جايى كه « كى » دارد . قيه Qiye ( h ) قيه ديهى است از دهستان بنادكوك « 2 » يزد در سال 1345 اين ديه 17 نفر جمعيت داشته است و به حساب ديه‌هاى اين دهستان چندان كوچك نيست چون‌كه همهء ديه‌هاى اين

--> ( 1 ) - ن . ك . به : عنوانهاى قه و قهاب و قهى و امثال اين دو در همين كتاب . ( 2 ) - ن . ك . به : اين نامواژه در همين فرهنگ .